ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
608
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
نامهء لاچين رسيد كه جاغان به مصر رود و نيز كتبوقا را چنان كه خود خواسته بود ولايت صرخد داد . و امير قبجق المنصورى هم نيابت دمشق يافت . لاچين در مصر ركن الدين بيبرس چاشنيگير و ديگر مماليك را از بند برهانيد . قراسنقر را نايب خود ساخت و سيف الدين سلار را استاد الدار و سيف الدين بكتمر سلاحدار را امير جانداز و بهادر الحلبى را [ امير طبلخانه ] نمود و فخر الدين الخليلى را همچنان به وزارت ابقاء كرد . سپس او را عزل كرد و شمس الدين سنقر الاشقر را به جاى او گماشت . آنگاه قراسنقر نايب خود را و سيف الدين بكتمر را در آخر سال 696 بگرفت و به جاى او غلام خود سيف الدين منكو تيمور الحسامى را برگزيد و سيف الدين قبجق را نايب خود ساخت . لاچين فرمان داد جامع ابن طولون را تجديد بنا كنند و براى نظارت علم الدين سنجر را برگزيد و از خالص مال خود بيست هزار دينار تقديم كرد . و املاك و ديهها بر آن وقف نمود . لاچين در سال 697 الناصر محمد بن قلاون را با سيف الدين استاد الدار به كرك فرستاد و زين الدين ابن مخلوف فقيه بيت خود را گفت كه او پسر سرور من است و من در اين حكومت نايب او هستم اگر مىدانستم كه او مىتواند حكومت كند زمام كار را به دست او مىدادم و اكنون بر جان او بيمناكم از اين رو او را به كرك فرستادم . الناصر در ماه ربيع الاول به كرك رسيد . نووى گويد كه جمال الدين بن اقوش را با او فرستاد . سلطان در اين سال بدر الدين بيسرى الشمسى را به سعايت منكو تيمور نايب خود بگرفت ، زيرا لاچين در نظر داشته بود كه منكو تيمور را وليعهد خود سازد ولى بيسرى او را از اين عمل منع كرده بود و او را نكوهش كرده بود ، منكو تيمور يكى از مماليك بيسرى را واداشت تا به سلطان خبر دهد كه او را آهنگ شورش است پس لاچين در آخر ماه ربيع الثانى همان سال او را دستگير كرد و به زندان فرستاد و او در زندان بمرد . همچنين در اين سال لاچين ، بهادر الحلبى و عز الدين آيبك الحموى را دربند كشيد . لاچين در اين سال فرمان داد اقطاعات را در همهء نواحى ملك بازگردانند . امرا و دبيران را براى انجام اين مهم روانه داشت و متولى آن عبد الرحمان الطويل مستوفى دولت بود . مورخ حماة ، الملك المؤيد ، گويد كه مصر منقسم بر بيست و چهار قيراط بود : چهار قيراط ويژهء سلطان و هزينههاى او و راتبهها بود و ده قيراط از آن امرا و اطلاقات و زيادات و سپاهيان و ده قيراط براى سپاهيان . پس لشكر ناتوان شد . فتح دژهاى سيس چون سيف الدين منكو تيمور نيابت يافت و در زمرهء خواص سلطان درآمد و زمام امور